مسلم به قتل نرسید!

یکی از روستائیان روستاهای سمنان، تعریف می کرد.

می گفت در روستا، ایام محرم، تعزیه خوانی داشتیم.

یک بار وسط تعزیه، هنگامه شهادت مسلم بن عقیل، پیرزنی هراسان و از سر غیض، با غیرت به جوش آمده و متأثر، با شتاب رفت به سمت کسی که می خواست مسلم را به قتل برساند.

به آن یزیدی سیلی زد و مسلم را فراری و نجات داد...

می توانست تاریخ تغییر کند...

فقط خیانتکاران احتکار می کنند

سه شنبه، نهم آبان 91، ساعت 4 عصر، مشهد، بلوار مصلی:

بلوار مصلی را مشهدی ها خوب می شناسند. محل عمده و خرده فروشی خشکبار و مواد غذایی است.

در گرانی هایی از جنس این ایام، بازار مواد غذایی اگر بخواهد پای کار انقلاب باشد، خوب می تواند دفاع کند و اگر...

حوزه بسیج محله، کار جالبی کرده و بنرهایی با محتوای گرانی و مذمت احتکار و... در این خیابان نصب کرده است.

گویا تازه است و مال امروز.

چند تایی هست، چون پیاده هستیم، فقط می رسیم از دوتاشان عکس بگیریم.

" هر کس یک شب در آرزوی گرانی برای امت من باشد، خداوند اعمال چهل ساله او را تباه خواهد کرد"

"تاجر در انتظار روزیست و محتکر در انتظار لعنت"

احادیثی است از پیامبر اکرم (ص)

جملات دیگری هم هست، مثل "فقط خیانتکاران احتکار می کنند" و...






***

چهارشنبه، دهم آبان 91، ساعت 3 عصر، مشهد بلوار مصلی:

بنرهای دیروز کنده شده.

بنرها نیست و فقط طنابهایشان هست، با تکه هایی از بنر که پاره شده و با طناب به درخت آویزان است...

***

معتقدم گرانی ها فقط از سوی بازاریان نیست، بلکه قوه قضاییه و دولت و بازاریان و اصناف و حتی مردم در کنترل و افسارگسیختگی آن نقش دارند. امر به معروف و نهی از منکر هم به همه این اقشار برمی گردد، و این نمونه خوبیست که "باید فراگیرتر شود".

زنگ تفریحی به نام "طرح امر به معروف و نهی از منکر"/ (نقدی بر طرح اصلاح قانون انتخابات)

طرح "اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری" سر و صداهایی کرده است. البته سر و صدایی نه به اندازه دیگر موضوعات اصلی و مهم کشور همچون نامه نگاری ها و...

فعلا از نقد این طرح می گذرم که باید در مطلب مفصلی بحث شود. البته مطالب خوبی در اینجا و اینجا گفته شده.

اما نکات دیگری در باب این طرح هست که باید مطرح شود:

§         طرح اصلاح قانون انتخابات، طرحی است که در کمیسیون شوراهای مجلس نهم بررسی و تصویب شده است.

§         کمیسیون شوراها، همان خلوت ترین کمیسیون مجلس این مملکت است. شاید به اهمیتش پی نبرده اند که اینقدر صفش در مجلس، هنگام تعیین کمیسیون های دور نهم خالی بود.

§         این کمیسیون، همان کمیسیونی است که طرح امر به معروف و نهی از منکر، مبتنی بر اجرایی شدن اصل هشتم قانون اساسی را در دست کار دارد.

§         معتقدیم اصل هشتم قانون اساسی، قابلیت متشکل کردن نیروی گسترده و بزرگ مردمی کشور را برای مشارکت سیاسی و اجتماعی دارد که منتظر قانونی شدن همین طرح است.

§         این طرح، طرحی پر تاریخچه است در این خلوت ترین کمیسیون. فوریت طرح در دوم خرداد سال 89، یعنی دور هشتم مجلس به تصویب می رسد و وارد کمیسیون تخصصی خود، یعنی شوراها می شود.

§         در همان سال، پزش جلوی رهبری داده می شود که اصلی با سی و اندی سال بر زمین ماندگی را احیا کرده ایم. "وی ]رییس مجلس هشتم[، قانون تجارت، طرح امر به معروف و نهی از منكر و طرح اصلاح الگوی مصرف را از جمله مصوبات و اقدامات مهم مجلس برشمرد" +

§         اما سال، سال 89 است و یعنی یک سال بیشتر تا انتخابات مجلس نهم یعنی سال 90 نداریم. پس فعلا وقت نیست! با عقلانیت انتخاباتی سیاسیون، "نحوه فعالیت احزاب و گروههای سیاسی" طرحی مهم تر تشخیص داده می شود. پس اصل هشت فعلا تعطیل یا نیمه تعطیل. +

§         بعد از انتخابات مجلس نهم، و شروع دور جدید مجلس در سال 91، کمی می آید که پا بگیرد این کمیسیون ده نفره! و چند باری امر به معروف و نهی از منکر، در دستور کار کمیسیون قرار می گیرد. اما چه کنیم با این نظامی که از افتخاراتش، تقریبا سالی یک بار انتخابات برگزار کردن است! خب با اینکه الان 91 است، اما هر عقل سلیمی می گوید، سال بعد، 92 است و انتخابات ریاست جمهوری. و طرح اصلاح قانون انتخابات، طرحی مهم تر.



اصلا شما فرض کن اصل هشتم، یک زنگ تفریح است ما بین انتخابات ها. فرض کن یک بازی است ما بین کارهای کلان سیاسی. فرض کن سیاهی لشگر است در میان طرح های اصلی.

وقتی اصل هشتم، باید جا خالی کند برای طرح اصلاح قانون انتخابات و فعالیت احزاب سیاسی، یعنی در ذهن این سیاسیون، مردم باید راه باز کنند برای نخبگان سیاسی. چه این نخبگان، احزاب ناقص الخلقه باشند و چه کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری.

و این یعنی باید کاری کرد. لبیک به مطالبه رهبری مبنی بر پیدا کردن راههای شرکت دادن مردم در امور کشور، به دست بی ارادگان سیاسی امکان پذیر نیست...

عدالتخواهی و طبقه اجتماعی

به بهانه سالگرد پیام شش هشت:

·         دوست داشتن آرمان عدالت، تا کجا می تواند حرکت رو به جلو بیافریند؟

·         حشر و نشر با مستضعفین، چقدر می تواند مهم باشد؟

·         آیا با شکم برآمده می توان عدالتخواهی کرد؟

·         درد داشتن و درد چشیدن، چقدر اثر دارد در بدرد بخور بودن آدم؟

·         اصلا این جمله که "دانشجوی‌ جوان‌ اگر چه‌ خود برخاسته‌ از قشرهای‌ مستضعف‌ جامعه‌ هم‌ نباشد، به‌ عدالت‌ اجتماعی‌ و پر کردن‌ شکافهای‌ طبقاتی‌ به‌ چشم‌ یک‌ آرزوی‌ بزرگ‌ و بی‌بدیل‌ می‌نگرد"(1) با این جمله ی "تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند"(2) تضاد دارد؟

به نظر می رسد جواب این سوالها را بتوان در چند محور بررسی کرد:


1)     عدالت را به عنوان یک واقعیت ذو مراتب، می توان سطوحی برایش دید. در سطح اول، گرایش به عدالت و دوست داشتن عدالت است. سطح بعدی عادل بودن است که خودش مراتب دارد؛ و بعد از آن، عدالتخواهی در عمل و در مرتبه آخر عدالت گستری. البته اگر بخواهیم یک طیف پیوسته را در نظر بگیریم، شاید مراحل دیگری هم بخواهد اضافه شود. اما فعلا همین ذو مراتب دیدن مهم است.

آن مرتبه پایین را، حتی وقتی در کلام هم استدلال می کنند که: "عدالت یک فضیلت نسبی نیست"، شاهد می آوردند که حتی کسی که خودش ظالم است، وقتی پای خودش در میان باشد دوست دارد به عدالت در موردش رفتار شود. یعنی آرزوی عدالت دارد.

اما گرایش به عدالت تا آخر خط و تا آنجا که به عدالت گستری بیانجامد، کار واقعا سختی است و با آن گرایش های رقیق به عدالت به دست نمی آید.

2)     دوست داشتن عدالت و آرزوی عدالت داشتن، اگر چه برای همراهی کردن تا آخر خط با عدالتخواهان کافی نیست، اما خود به عنوان یک گرایش فطری، بهترین و لازم ترین پایه ای است که باید دیگر برنامه های تربیتی بر روی آن بنا شوند. می توان گفت تا سنینی از جوانی که هنوز گرایش های فطری و پاک بشری، دستخوش تغییر و دسیسه نشده اند، این انگیزه ی پر ارج و مبارک قابل اعتناست، اما باید حتما مورد تزکیه و تعلیم قرار گیرد تا بتواند در سنین بالاتر، در مقابل وسوسه های گوناگون، مقاومت کند. تعالیمی چون آموزش مبانی و اصول عدالت و تزکیه ای چون عدم دلبستگی به دنیا، چشیدن طعم فقر و استضعاف و...

3)     اگر بخواهیم با کم رنگ کردن "انگیزه عدالتخواهی" در جوان، فقط عامل "برخاسته بودن از فقر" را پر رنگ کنیم، در نهایت بعید نیست که قائل به طبقاتی بودن معرفت شویم و جبری بودن اعتقادات، با توجه به جبر طبقات.

حال آنکه یکی از درخشان ترین معارف در باب عدالت از نگاه اسلام، این است که در باقی مکاتب، عدالت، تنها خواسته قشر ضعیف است. ضعیف، قدرت و ثروت را تقبیح می کند، چون نمی تواند به آن برسد؛ اما در اسلام، خواست عدالت، فارغ از قشر بندی هاست، و البته متناسب با درجه وجودی انسانها.

درجاتی که در طول عمر انسان یکسان نیست و خود همین "اصل حرکت"، می تواند عامل تحرک میان طبقات باشد و مفاهیمی چون فقر اختیاری، حرکت اختیاری فرد غنی و حتی فقیر است به سوی چشیدن فقر.

4)     بحثی هست با عنوان تاثیر گزاره های غیر معرفتی بر معرفت. چشیدن طعم فقر، علمی می آورد که از هیچ راه دیگری به دست نمی آید. و برای تا آخر خط ماندن، حتما به این علوم نیاز است. و مگر علم، تنها علم به مبانی کار است؟ گاه علم به مبانی و وضع مطلوب در انسان هست، اما آنچه از آن غافل است، علم به وضع موجود است که خود می تواند استراتژی های تخصصی را نیز تغییر دهد، علاوه بر اینکه شوق حرکت می آورد.

در دیدار اخیر آقا با دانشجویان در ماه رمضان، ایشان اشاره ای داشتند که ناظر به متن بچه های جهادی بود: "اين جوان محترمى كه آمدند راجع به مسئله‌ى نگاه اقتصادىِ عدالت‌محور مطالبى را گفتند، معرفى‌اى كه كردند، ايشان جزو مجموعه‌ى اردوهاى جهادى هستند. خب، قضيه روشن شد. وقتى كسى جزو اردوهاى جهادى است، به مناطق محروم سركشى ميكند، واقعيتها را به چشم مى‌بيند، طبعاً تفكر پيگيرى اقتصاد عدالت‌محور در او اينجور زنده ميشود؛ اين براى همه‌ى ما درس است. بايد با قشرهاى مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس كرد؛ اين در تصميم‌گيرى ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون كشور اثر ميگذارد."

و متاسفانه، این مرتبط نبودن با اقشار مختلف جامعه و خصوصا قشر مستضعف، نه تنها آفتی شده است برای مسئولین برج عاج نشین، که خود آفتی است برای جریان دانشجویی، که آنگاه که درد مستضعفین را نمی دانند، درگیر فضاهایی ماورایی می شوند و اینجاست که مباحث فرعی، جای اصلی ها را خواهد گرفت.

5)     در آخر: " مردم را از آن خوي كاخ نشيني به پايين بكشيد، خود كاخ نشيني اين خوي را مي آورد، ممكن است كه در بين آن ها هم كسي پيدا بشود، لكن نادر است"


(1)  پیام رهبری به جنبش دانشجویی در شش هشت هشتاد و یک

(2)  پیام قبول قطعنامه

آسیاب به نوبت!


"
الآن اسرائیل در مقابل همه کشورهای اسلامی ایستاده، می‌گوید غلط نکنید. این تاسف ندارد؟ انسان نیستند اینهایی که در رأس امور هستند که اسرائیل در مقابلشان ایستاده، می‌گوید فضولی موقوف! آمد و بیروت را گرفت و آن همه جنایات وارد کرد و سازمان آزادیبخش را به هم زد اوضاعش را و همه را متفرق کرد، و بعد هم بدانید که شماهایی که ساکت بودید و در این جنایات مقابله نکردید، همین نشستید و یک کلمه‌ای گفتید، آن هم کلمه‌ای که گاهی موافق با آنها بوده؛

نوبت شما هم می‌رسد. اسرائیل به خدمت شما هم می‌آید "

امام روح الله در دیدار روحانیون کاروانهای حج- 31 مرداد 61


"
اينكه سلطه‌طلبان بين‌المللى  به كمك دولتهاى منطقه‌اىِ گوش‌به‌فرمان، در كشورى به بهانه‌اى بحران بيافرينند و آنگاه به دستاويز وجود بحران، خود را به ارتكاب هر جنايتى در آن كشور مُجاز شمارند، خطرى جدى است كه اگر دولتهاى منطقه بدان نپردازند؛

بايد منتظر فرارسيدن نوبت خود از اين خدعه‌ى استكبارى باشند "

از پیام امروز آقا به کنگره حج