برای حاشیهشهر، چه نباید کرد؟!
به همان اندازه که «پرداختن» به مسئله حاشیه شهر مشهد ضرورت دارد، «چگونه پرداختن» به حاشیه شهر نیز اهمیت دارد. دست اندرکاران زیادی از مردم و تشکل های مردمی گرفته تا رسانه ها و مسئولین به حاشیه شهر مشهد پرداخته و خواهند پرداخت و با رویکردهایی متفاوت با این مسئله مواجه می شوند. اما باید گفت در حاشیه شهر علاوه بر کارهایی که باید انجام شود، بعضی کارها نباید انجام شوندکه هر چه تندتر رفتن در آن کارها، از راه دورتر مى اندازدمان. در این میان به چند «نباید» در فعالیتها و اقدامات برای حاشیه شهر اشاره می شود که خصوصا باید مورد توجه مسئولین امر باشد:
1) تقلیل دادن مسئله حاشیه شهر به فقر
تعریف صحیح و دقیق مسئله در هر کاری، اولین قدم در تعیین ضریب موفقیت آن است و اگر مسئله به اشتباه تبیین شود، راه حل ها راه به جایی نخواهند برد. ما رأیت نعمه موفوره الّا و فى جانبها حقّ مضیّع. حاشیه شهر فقط نماد فقر نیست، بلکه نماد تکاثر و تبعیض در شهر نیز هست و لذا حاشیه به تنهایی یک مسئله مشهد نیست؛ آنچه مسئله و فوریت اصلی شهر مشهد است، «تبعیض و شکاف طبقاتی» موجود در مشهد و فقر ناشی از آن است. لذا هر فعالیتی که نگاهش به حاشیه شهر، تنها مبارزه با فقر باشد و بدون دیدن کفه دیگر ترازوی این شهر و فاصله زیاد این دو کفه، مسئله را تعریف کرده و اقدامی بکند، اگرچه در ظاهر دستی به سر و روی حاشیه های کنونی شهر کشیده می شود و قیافه ای نو نوار به خود می گیرد، اما پس فردا و دو قدم آن طرف تر حاشیه ای دیگر به وجود خواهد آمد.
2) داشتن دید تونلی در حل مسئله
با کنار هم گذاشتن جملاتی چون «بعضی سرفصلها در بخشهای حملو نقل، حاشیه شهر و فضای سبز فوریت دارد»* و سپس اعلام اینکه «معضل اصلی و مهمی که در حاشیه شهر با آن رو به رو هستیم ساخت و سازهای غیر اصولی است»** و برگزاری یک مسابقه جایزه دار چهارگزینه ای که «بزرگترین معضل حاشیه شهر مشهد کدام است؟» ** خیلی ساده باید مخاطب به این نتیجه برسد که «گیرش آوردیم! همانا حل ریشه ای این فوریت شهر در ساخت و سازهاست!»
این نکته که ساخت و سازها یکی از معضلات اصلی حاشیه شهر است، درست. اما اگر در تعریف مسئله، حاشیه شهر را از کل شهر جدا دیدیم، طبیعی خواهد بود که در گام بعد نیز به دنبال معضل اصلی در همان تکه جغرافیایی جدا شده خواهیم بود و سپس در ساخت و ساز غیراصولی در حاشیه شهر، مسئله جزئی تر دیگر و همین طور این دید تونلی پیش خواهد رفت و مسئله هر بار کوچک تر و محلی تر می شود تا آنجا که بعید نیست معضل اصلی کمبود پلیس ساختمان عنوان شود!
در یک سیستم اجتماعی و انسانی، بروز یک پدیده در بخشی از سیستم، لزوما به خاطر وجود علتی در همان بخش نیست و چه بسا برای رفع معضلات حاشیه شهر باید به مرکز شهر رفت و علت هایی را در آنجا درمان کرد.
3) امیدوار کردن با ایده ها
تدوین «سند توانمندسازی و ساماندهی حاشیه شهر» که پس از سفر هیأت دولت به مشهد مد نظر قرار گرفته، می تواند فرصت خوبی برای ساماندهی به زندگی حاشیه نشین ها باشد. اما اگر حدود یک دهه به عقب برگردیم، سندی را می یابیم با نام «سند توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غيررسمي» مصوبه هیأت وزیران در تاریخ 26/11/1382 که مفصل به این امر پرداخته و دستگاههایی را مأمور به اجرای این سند کرده است که پای کار آمدن هر کدام از این دستگاهها، و همکاری در این امر برای حل مسأله و نه از سر گذراندن تکلیف، تا کنون می توانست بر دردهای بسیاری در حاشیه شهر مرهم بگذارد.
این گلایه نه به این معناست که نباید سند دیگری نوشت و یا سند نویسی بد است و یا سند قبلی، بدون اشکال است بلکه به این معناست که وضع قانون برای امری که قانونش موجود است اما در اجرا لنگ می زند، دردی را دوا نمی کند. به این معناست که صرفا تدوین سند، خبر خوشی برای حاشیه نشینان نمی تواند باشد، بلکه خبر خوش، عمل به یک سند و مشاهده پیامدهای عملی آن در بهبود زندگی حاشیه نشینان خواهد بود.
به این جمله نگاهی بیاندازید: «حاشیه شهر این روزها منتظر است تا از زیر آوار بی عدالتی، جرم و جنایت، فقر و بیماری قد راست کند و تکه ای از شهر بهشت باشد.»** و این روزها منظور همین روزهای تدوین سند است!
البته بماند نرسیدن بسته های پیشنهادی از سوی دستگاهها در موعد مقرر و تاکید بر بررسی و تصویب این پیشنهادها در ستاد توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی استان خراسان رضوی!*** همان ستاد تشکیل شده ذیل قانون قبلی که مشکلات کنونی حاشیه شهر باید توسط آن حل می شد، بررسی و تصویب این سند جدید را به عهده دارد.
البته منکر گزارش دهی و دلگرم کردن مردم با فعالیت ها نیستیم، و صد البته باید «کاری» را که برای خدا انجام داده ایم، برای خدا به مردم بگوییم، اما دقت شود که «کار» را و نه حرفهای صرفا بر روی کاغذ را. چرا که گفتن و عمل نکردن، موازی کاری کردن و یکپارچه نشدن، چندین بار ایده های غیر مصوب را گفتن و سپس عملی نشدن آنها، تنها امید ایجاد شده در مردم حاشیه شهر را می ستاند و برای انجام اقدامات بعدی، اعتماد را از آنان سلب کرده و مانع مشارکت آنها در این ساماندهی خواهد شد و این بدترین ضربه و خسارت سرمایه ای برای توسعه و توانمندسازی است.
* روزنامه شهرآرا، تاریخ 24 مهر 93
** شماره هفتم شهرنامه، ویژه نامه اطلاع رسانی عملکرد یکساله مدیریت شهری مشهد
*** روزنامه شهرآرا، تاریخ 14 آبان 93
این یادداشت با تغییراتی در روزنامه شهر آرا، تاریخ 18 آبان 93 به چاپ رسیده است.