آیت الله علم الهدی، در خطبه های جمعه گذشته، اکثر وقت خطبه دوم را به بحث اقتصاد مقاومتی، گرانی ها و بصورت مصداقی به بحث مرغ پرداختند.

همین ضریب دهی ایشان، و بیان مطالبی که مردم کاملا دارند آن را احساس می کنند و درست یا نادرست، مسئله مردم شده، بسیار مبارک است، خدا خیرشان دهد.

در بحث مرغ، صحبتهای ایشان کاملا یک دید جامع داشت که برای سه رده ی مردم، بخش خصوصی و مسئولین دولتی بحث را مطرح کردند و مطالبات را از هر سه سنخ داشتند. چرا که اصلا عرصه جهاد را یک عرصه فراگیر برای همه رده ها تعریف می کنند.

توصیه شان به مردم، مدیریت مصرف بود و اینکه جایگزین پیدا کنید برای مرغ و اینقدر زود مستاصل نشوید. مثالی هم که زدند این بود که ما مشهدی ها همان آدم هایی هستیم که یک زمانی، با اشکنه آبجیز و پیاز داغ می ساختیم، پس یعنی توانایی داریم برای مدیریت مصرف.

توصیه شان به بخش خصوصی و اتحادیه، این بود که شما هم مستاصل نشوید. می گفت اتحادیه آمده و می گوید مشکل ما کنجاله سویا است. خب شما ابتکار بزن و از افغانستان که معدن جو است، جو وارد کن و کنجاله جو درست کن. نشد یک کار دیگر...فقط دست روی دست نگذارید.

و اما توصیه شان به دولتی ها، از همه بیشتر دامن استاندار را گرفت که این شمایی که باید بستر را آماده کنی برای بازرگانی بازرگانان. با سه کشور همسایه هستی و مناسبات داری، خب استفاده کن دیگر!
و بصورت عام هم مسئولین دولتی را نواختند که مدیریت، جلسه برگزار کردن و پاراف کردن و امضا نیست. مدیریت یعنی ابتکار داشتن و قدرت حل مشکلات.


و اما نکته تلخ، بازتاب بد سخنان ایشان در رسانه ها بود. و از آن بدتر رسانه های لجن مالی چون بالاترین. بالاترین که از همه ی بحثها، فقط چسبیده به اشکنه و دارند مسخره می کنند احمق ها.
بازتاب های خودی هم که بلد نیستند حرف را درست مخابره کنند، قوز بالای قوز. اصلا خبرها را که می خوانی، تبیین نکرده اند که مخاطب ایشان، همه ی اقشار بوده و اتفاقا برای همه، حرفی داشته اند.
احمقانه تر اینکه، در آنجا که حاج آقا نواخته اند مدیریت استاندار را، اینها مکتوب کرده اند، مدیریت استاندارد. جل الخالق. آنجا که اشتباه تایپی!!! به مدد استاندار می آید.

اشکنه آبجیز را هم فکر کنم اصلا خبرنگارها متوجه نشده اند چی بوده، و همان پیاز داغ را مخابره کرده اند و بیخیال آن یکی اسم شده اند. شاید خجالت کشیده اند.

طیب الله انفاسک، امامنا الجمعة