پس از فتنه 88، هنرهایی به چشم آمد که تا پیش از آن، یا نبود و یا دیده نمی شد.

اما نمی توان تنها به همین میزان هنر مردمی قانع بود. جمهوریت و اسلامیت در هنری که ما آن را سراغ داریم، وسعت بسیار گسترده ای دارد و هنوز راه زیادی مانده تا دست یافتن به آن.

اما چرا هنر و هنرمند مردمی کم داریم؟

به نظر می رسد ریشه این مشکل، به هر جا که برگردد، ضخیم ترینش، ریشه ایست که از آموزش و پرورش ما آب می خورد.

مشکل آن است که آموزش و پرورش، و به تبع آن جامعه، هنر و استعداد هنری را امری طفیلی می داند که در بحران بودجه، مطمئنا اولین چیزی که حذف خواهد شد، هنر خواهد بود.

با طفیلی دانستن استعداد هنری در آموزش و پرورش، آنچه که از استعداد تحصیلی فهم خواهد  شد، فقط میزان حفظیات و در بهترین حالت، هوش ریاضی و منطقی است؛ و اگر رده بندی و تخصیصی هم صورت می گیرد، رده بندی در میزان کم و زیاد بودن این هوش است و نه تنوع و کثرت آنها.

پس بسیار بدیهی است که کار تربیت هنری و پرورش هنرمندان، در آموزش و پرورش رخ نخواهد داد.


اما آیا این به آن معناست که هیچ هنرمندی رشد نخواهد کرد؟

نه. بلکه بدین معنی است که تشخیص و هدایت استعداد هنری و شکوفایی آن، به دست تعلیم و تربیت شبه رسمی خواهد افتاد. و شبه رسمی آن است که موسساتی غیر دولتی، دست به چنین تربیتی می زنند، و از آنجا که قانون های آزادانه ای دارند، کلاس هایی دایر می کنند و با اخذ شهریه هنرمند تربیت می کنند.

در این میان، اگر کودکی در خانواده فقیر، فقط استعداد هنری داشته باشد، یک کودک تنبل محسوب می شود و در نهایت از تحصیل باز می ماند و ترک تحصیل می کند. به این مرحله گاه می گویند تولد یک بزهکار!

اما همین کودک اگر در خانواده ای با وسعت مالی باشد و استعداد ریاضی نداشته باشد، او یک کودک تنبل نخواهد بود. بلکه او با پرداخت شهریه، به موسساتی شبه رسمی سپرده می شود تا دیگر استعدادهای خود را بیازماید. و اینجاست که یک هنرمند متولد می شود!

مشاهده می شود که وقتی به هنر به چشم یک مقوله اَشرافی نگاه شود، تنها اَشراف بر آن سیطره خواهند داشت. و از یک هنرمند کاخ نشین، مطمئنا انتظار خلق اثری مردمی نخواهد رفت. و اینچنین است که مردم، هنرمندان را آدم هایی متفاوت از جامعه می بینند. لباس های شلوغ و پلوغ، موهای روغنی یا بلند، بی حجاب و با شالی که عن قریب است از سر بیفتد و...

تغییر نگاه عناصر آموزش و پرورش ما به هنر، اهمیت و جایگاهش، اعم از معلم، مسئول، برنامه درسی، دانش آموز و... اولین قدم است در ترویج هنر مردمی. و دور هم جمع شدن و ایجاد گروه ها و تشکلهای مردمی با محور هنر، قدم دوم است در این امر. قرار نیست که شبه رسمی همیشه در دست اشراف باشد که!

همه اینها را نوشتم، چون به حق معتقدم که اندیشه ای که در آن روح هنر دمیده نشود، ماندگار نخواهد شد. و اندیشه انقلاب اسلامی ما صادر نمی شود و جاوید نمی ماند اگر هنرمندان مردمی آن تربیت نشوند.

پـــــــــــــــی نوشـــتـــــــــــــــــــــــــــ:

و همین روضه را بخوانید در دیگر استعدادها...

اینجا را هم ببینید: نهضت مردمی پوستر