بسم الله

دو سال پیش -همان سال 88 به یاد ماندنی!- مطلبی نوشته بودم با موضوع آسیب شناسی تبلیغات در انتخابات مجلس شورای اسلامی، که در ویژه نامه روز مجلس -دهم آذر ماه- روزنامه خراسان که اسمش "میراث مدرس"بود، با مقادیری جرّاحی! چاپ شد.

گرفت و گیرهایی از تبلیغات انتخاباتی در این نوشته فهرست شده اند که هنوز که هنوز است، گریبان گیر نامزدها و مردم است.

همین هفته از طرف یکی از کاندیداهای آشنا، پیغام گله رسید که چرا روز جمعه که وقت داشتید نیامدید برایمان تبلیغات کنید؟! با ماشین و پوسترها و ... دور و اطراف شهر می چرخیدید، ناهارتان را هم می خوردید و می رفتید!! این بنده خدا، این هفته هر جا سخنرانی تبلیغاتی داشت و دارد، شام و ناهار هم به ملت می‏دهد!!

گرسنه ای اگر باشد و سخنرانیهای این آقا را رصد کند، این یک هفته سیر خواهد خوابید تا انتخابات بعدی!!

بگذریم، این هم از "سفره های انتخاباتی" که به نظرم در این روزها هم صادق است:


بسم الله الرحمن الرحیم

یُستَدَلُّ علَی اِدبارِ الدّوَلِ بأربع: تضییعُ الأصول، و التمسّک بالفروع، و تقدیم الأراذل، و تأخیر الأفاضل.

چهار چیز نشانه‏ی نگون بختی حکومت‏هاست: فروگذاشتن اصل‏ها، اهمیت دادن به فرع‏ها، جلو‏انداختن افراد فرومایه و عقب نگه داشتن افراد برتر و شایسته.

                                                                                     امام علی علیه السلام

وقتی قرار است انتخابی صورت گیرد، انتخاب کننده باید با دانش و آگاهی که در مورد گزینه‏های خود پیدا کرده، بهترین انتخاب را انجام دهد

حال اگر موضوع‏این انتخاب، گزینش افرادی باشد که قرار است وکیل و نماینده‏ی او در تصمیم سازی‏ها و تصمیم گیری‏های مهم باشند، لزوم داشتن‏این شناخت و آگاهی کافی نسبت به آنها، روشن‏تر و بدیهی می‏نماید.

در نظامی‏که مبنای آن مردم سالاری دینی است و حکومت آن اسلامی، انتخابات و تشکیل مجلسی از منتخبین مردم که تسهیل کننده‏ی تعامل و هم افزایی ‏اندیشه‏ها و حرکت به سمت آرمان‏های جامعه اسلامی‏باشد، ابزاری لازم و مفید برای رشد و تکامل جامعه و فرد فرد اعضای آن است؛ چه انتخاب کننده و چه انتخاب شونده.

استفاده‏ی صحیح از‏این ابزار مقدماتی دارد که برای رسیدن به نتیجه خوب، باید آنها را فراهم کرد.

"شناخت" و "انتخاب آگاهانه" نیز از همین مسایل پایه‏ای هستند که دستیابی به آن، وظیفه‏ی هر دو، هم انتخاب‏گر و هم انتخاب شونده است.

در انتخابات مجلس شورای اسلامی، کسی که خود را لایق، توانا و مکلف به نمایندگی بخشی از جامعه می‏داند نیز وظیفه دارد که صلاحیت‏ها و توانایی‏های خود را صادقانه با مردم بازگو کند تا در کنار سایرین، در معرض انتخاب قرار بگیرد. "سایرین"ی که حتی بعضی از آنها لیاقت و توانایی کافی برای‏این کار ندارند و یا اهدافی به جز خدمت خدا و خلق دارند، اما با ظاهر مقبولشان به میدان انتخاب شدن رسیده‏اند.

تبلیغات انتخاباتی، میدانی برای عرضه‏این اطلاعات و مواد لازم برای تصمیم گیری به جامعه است. موادی که به گفته حضرت امام خمینی (ره)، شناسایی سوابق و روحیات و خصوصیات دینی-سیاسی نامزدهاست.

اما از آنجا که انتخابات و تبلیغات آن، بیش از آنکه سیاسی باشد، فرایندی فرهنگی و انسانی است که در جامعه‏ای در حال رشد انجام می‏شود، جامعه‏ای که در مسیر کمال است ولی هنوز به مطلوب خود نرسیده است، می‏تواند دستخوش آسیب‏ها و آفاتی شود که آن را از مفهوم و کارکردهای اصلی‏اش دور کند.

آسیب‏هایی که در‏این سال‏ها، به صورت مشخص و شناخته شده و گاه پنهان و نامحسوس، به سراغ تبلیغات انتخاباتی مجلس آمده‏اند، زمانی گریبان محتوای آن را گرفته‏اند و گاه نیز قالب‏ها و روش‏ها را متاثر کرده‏اند.

آسیب‏هایی که حتی در تبلیغات کسانی که خود را پای بند اخلاقیات و اسلام می‏دانند نیز، نمودهایی داشته است.

اگر بخواهیم از‏این آسیب‏ها، فهرستی مختصر تهیه کنیم تا شاید قدمی ‏در شناخت عمومی ‏و بعد رفع آن باشد، سیاهه‏ای‏این چنین به دست خواهد آمد:

1-     کسانی که احساس تکلیف یا ادعای نمایندگی ملت را دارند، ناگزیر از معرفی خود به مردم با تبلیغات و استفاده از ابزارهای موجود هستند و‏این کار به هر حال هزینه‏ای دارد. در ‏این میان عده‏ای با صرف مبالغ گزاف و نامعقول که معمولا از منبع تامین آن نیز نشانی روشنی نمی‏دهند، چنان فضای عمومی‏جامعه را قبضه می‏کنند که رای دهندگان را با نوعی بمباران تبلیغاتی و فقط با هدف تاثیرگذاری بر تصمیم آنها و "برنده"، و نه "منتخب" شدن خود، مواجه می‏کنند. ولخرجی و ریخت و پاش بی‏حساب در قالب‏هایی زشت‏تر از حتی اسراف مثل توزیع پول و سفره گستردن‏هایی که دیده و شنیده می‏شوند، به نوعی تحقیر، توهین به شعور و رشوه دادن به مخاطب است، در مقابل اصل آگاهی دادن و افزایش سطح درک سیاسی و اجتماعی او.

ازطرف دیگر، نامزدهایی که دستشان برای تامین هزینه‏های ‏این چنین، به جایی نمی‏رسد یا نمی‏خواهند به ‏این روش‏های ناصواب کاری کنند، در‏این فضای ناعادلانه به حاشیه می‏روند و کمتر می‏توانند به معرفی خود، برنامه، توانایی و صلاحیت‏شان بپردازند. در‏این صورت بخش‏های زیادی از جامعه، از شناختن گزینه‏ای که می‏تواند اصلح باشد، محروم می‏شوند.

همچنین صرف ‏این هزینه‏ها، نامزدهای انتخابات را که قرار است به عنوان نماینده و امین ملت به مرکز تصمیم سازی و تصمیم گیری‏های کلان ملی در عالی ترین سطوح تخصصی بروند، وامدار تامین کنندگان آن کرده، نماینده‏ی فردا را از استقلال و اتخاذ تصمیمات کارشناسانه و مصلحانه دور می‏کند و به سمت گرایشات و منافع گروه‏ها و حزب‏ها سوق می‏دهد.

2-     تبلیغات با هر روشی که انجام شود، هدف آن باید اطلاع رسانی صادقانه و شفاف از آنچه که مردم برای انتخاب آگاهانه بدان نیاز دارند باشد.

استفاده‏ی نادرست از عناوین و بزرگنمایی در مورد سوابق و توانایی‏ها از راستگویی و حقیقت دور است. کسی که شاید همین دیروز دانشجوی دوره‏ی دکتری شده، در تبلیغات خود از عنوان دکتر استفاده می‏کند و شعارهایی می‏دهد که خود نیز می‏داند در توان او نیست. همچنین استفاده از شهرت و مقبولیت دیگران برای بالا کشیدن خود، حتی بدون اطلاع آن افراد، فاصله گرفتن از صداقت و حقیقت گویی است.

3-     پرداختن به سایر نامزدها و تخریب و تحقیر آنان، به جای معرفی خود و مهیا کردن زمینه برای مقایسه منطقی بین نامزدها، آسیب دیگری است که فضای آرام جامعه را به سوی التهاب و سخت تر شدن تشخیص اصلح می برد. همچنین این نوع تبلیغات بر جو عمومی بعد از انتخابات نیز اثر ناصواب خود را می گذارد. مسلم این است که مردم سالاری دینی، نمی تواند با تبلیغات غیر دینی و غیر اخلاقی حاکم شود.

4-     به ندرت پیدا می‏شوند تبلیغاتی که محتوای آن، ارائه‏ ی برنامه‏ ی واقعی و کارشناسانه‏ ی نامزد باشد. بسیاری از نامزدها هنگام تصمیم به شرکت در انتخابات و تبلیغات خود، حتی در مورد ‏اینکه در چه کمیسیونی فعالیت خواهند کرد، آگاهی و تصمیمی ‏ندارند. کلی گویی و بهره ‏برداری از اصطلاحات دهان پرکن، بدون ارائه تعریف و روش روشن دستیابی به آنها، تنها چیزی است که در بعضی تبلیغات پیدا می‏شود. حتی گاهی در مصاحبه‏ ها و سخنرانی‏های تبلیغاتی، دیده می شود که نامزدی با طفره رفتن از معرفی صاف و صریح خود، از وقت گذاشتن برای مجموعه‏ هایی که به دنبال حقیقت و روشنگری هستند، کناره گرفته و به دنبال ارتباط با جاهایی می رود که شاید بتوانند برایشان رای بیشتری فراهم کنند.

5-     گاهی نامزدها در تفکر و به تبع آن تبلیغات انتخاباتی خود، بین شأن قانونی نماینده‏ای که باید قانون‏گذار باشد و شأن اجرایی دولت عامل اسلامی، خلط می‏کنند و بدتر ‏اینکه گاهی ‏این جابه‏جایی شأن قانون‏گذار و مجری، آگاهانه است؛ مشکلات و ناآگاهی مردم زمینه‏ای می‏شوند برای سوء استفاده تبلیغاتی و دادن وعده‏های اجرایی و عمرانی.

از آنجا که انتخابات و تبلیغات آن، خودش فرهنگ سازی می‏کند، دادن چنین وعده‏هایی باعث‏ ایجاد توقعات نابه‏جا و غلط از نماینده‏ی مجلس در بخشی از جامعه می‏شود و ‏این، عرصه را بر نامزدهایی که به جایگاه نمایندگی واقفند و خود را ملزم به رعایت و حرکت در چارچوب آن می‏دانند تنگ می‏کند و مانعی می‏شود بر سر راه "انتخاب آگاهانه".

6-     نمایندگی ملت و حضور در مجلس شورای اسلامی، عرصه‏ای برای انجام وظیفه و مسوولیت در مقابل تمام آحاد جامعه است. متأسفانه محتوای برخی تبلیغات انتخاباتی مجلس - متأثر از تفکرات و برداشت‏های خود نامزدها- به تفکر و مطالبه‏ی منطقه‏ای از نماینده‏ی مجلس دامن زده و جامع‏نگری و دید ملّی –که خود نسخه‏ای تقلیل یافته از دیدگاه امت اسلامی‏است- را از مخاطب دور می‏کند؛ یا ‏اینکه کوچکترین تلاشی در جهت عمق دادن به نگاه رأی دهندگان انجام نمی‏دهند. افراد منتخب از مناطق مختلف به مجلس می‏روند اما مصوبات آنها بر تمام کشور تاثیر می‏گذارد و حتی در برخی تصمیم‏ها سایر مسلمین عالم را نیز بی‏تاثیر نمی‏گذارد. بنابراین در تبلیغات باید توازن هوشمندانه‏ای بین توجه به نقش منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای نماینده وجود داشته باشد اما اغلب به این موضوع بی توجهی می‏شود.

7-     ورود نا‏درست افراد و نهادهای مختلف حقوقی و مدنی به مسأله تبلیغات و القای اصلح بودن کسانی که در لیست آنها قرار دارند بدون ارائه دلیل و مستندات قانع کننده و آگاهی بخش – حتی اگر از روی دلسوزی برای نظام اسلامی‏باشد- گامی ‏در جهت استضعاف فکری و نگاه ابزاری به مردم و بر خلاف هدف رشد جامعه است. ‏این رویه باعث انتخاب ناآگاهانه و احساس رفع تکلیف در کسانی می‏شود که از ‏این نهادها و لیست‏های آنان تاثیر می‏پذیرند.

8-     تخلف از قوانین موضوعه کشور در تبلیغات انتخاباتی به شکل‏های مختلف خود را نشان می‏دهد. حتی اگر عقیده‏ی کسی، نقص در‏این قوانین است، که همان را هم خود نمایندگان مجلس وضع کرده‏اند، عدم رعایت آن از سوی کسی که می‏خواهد به مرکز قانون گذاری برود، پذیرفته نیست. البته قوانین تبلیغات نیاز به اصلاح دارد اما به تخلف و قانون شکنی، نه.

لازم است هر یک از ‏این موارد گفته شده، که قطعا تمامی‏ آسیب‏های تبلیغات انتخاباتی را فهرست نکرده، برای دستیابی به انتخاباتی سالم -با نگاه حداقلی- و پس از آن تبلیغات و انتخاباتی فرهنگ ساز و رشد مدارانه در جامعه اسلامی، مورد توجه قرار گیرند. اگر بخواهیم عزم همگانی برای اصلاح ‏این آسیب‏ها شکل بگیرد و نتیجه بدهد، باید دلسوزان ملت و نظام اقدام عملی در معرفی شایستگان با روش‏های شایسته نمایند تا بدین ترتیب خود شایستگی و شایسته سالاری ترویج و حاصل شود. نکته مهمی که توجه به آن نجات بخش از آسیب‏ها و آفات است همانا تقوای الهی در همه افراد و ارکان جامعه است، ان‏شاءالله.

****  تکمله ****

این هم نمونه یک تبلیغ انتخاباتی دلچسب مشهدی در اولین مجلس پس از انقلاب اسلامی: