برای کسانی که هم اکنون قیام های منطقه را دارند می بینند و اخبارش را می شنوند، کاملا قابل درک است که نقش مردم در انقلاب ها چیست. حتی اگر انقلاب ایران  را هم به یاد نداشته باشند.

در این قیام ها، مردم، یعنی همان انقلاب؛ و اگر مردم در میدان نباشند، خواه لولوء باشد و خواه تحریر، یعنی انقلابی رخ نداده. این درک شهودی، بسیار گرانبها تر و عقلانی تر از اثبات های پر پیچ و خمی است که عقلانیت را یدک می کشند. اثبات اینکه مردم در انقلابها نقش دارند و نقش اساسی را هم دارند.

درک نقش مردم در آغاز انقلابها، کاملا واضح است؛ اما چه می شود که همین نقش، پس از انقلاب ها و در ایام ثبات پس از انقلاب، محل شبهه می شود؟

بنظر می رسد این شبهات، گاه نتیجه چالش هایی فکری و نظری است و گاه زاییده مشاهده مردم از وضع موجود جامعه.

الف) چالش های فکری

کم کاری خواص حزب الله در تبیین انقلاب و عوامل آن، بی تدبیری و ذهن تهدید محور مدافعان نظام اسلامی و تلاش دشمنانی خارجی -که از این کم کاری معرفتی و فکری در داخل استفاده می کنند و فکری بی پایه را در جامعه ترویج می کنند- از مهم ترین عوامل ایجاد این چالشهای فکری است.

گستره زمانی در قیام لله

قیام لله در زندگی، آنقدر اهمیت دارد که می توان آن را خلاصه زندگی مومنان دانست. آنقدر اهمیت دارد که تنها امر الهی به بشریت، قیام لله است.

" قل إنّما اعظکم بواحدة، أن تقوموا لله مثنی و فرادی"[i]

اگر قیام لله عصاره زندگی مومن است، پس مومن تا هنگامی که زنده است، در حال قیام است. در حال انقلاب است. قیامی مداوم در مقابل باطل، برای تحقق حق.

این قیام مداوم، ربطی هم ندارد به اینکه حکومت اسلامی تشکیل شده یا نه. حکومت اسلامی با قیام و جهد مردم تشکیل می شود تا بستر مناسبی را بیافریند برای دینداری و قیام مردم برای خدا؛ و با تشکیلش، نه تنها کار مردم کم نمی شود، که تازه اول کار است. تازه بعد از تشکیل حکومت است که هم باید برای اعلای کلمه حق تلاش شود و هم توطئه های باطل، خنثی شوند. جبهه باطل تازه بعد از تشکیل حکومت با چهره های گوناگون، به مقابله خواهد آمد و نقش مردم، باید پررنگتر شود. مردم می آیند تا حفظ کنند ایمان دینی شان را و حکومتشان را. پس مرز زمانی تشکیل حکومت اسلامی، قرار نیست مرزی باشد برای توقف قیام لله. و اصلا استمرار و بقای حکومت الهی، خود قیامی همه روزه و همیشگی است.

ملاحظه می کنیم در این میان، چه خیانتی می کنند به تحقق حق، آنها که قیام را در انقلاب 57 خلاصه می کنند و استمرار حکومت اسلامی را از جنس قیام نمی دانند؛ انسانهایی ایستا، مرداب گون و سیاست زدگانی مُرده، که درک نمی کنند مجاهده همیشگی و بی نهایت انسان را در مقابل باطل.[ii]

گستره مسئولیت

حدیث نبوی "کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته" تکلیف تک تک مردم را در جامعه اسلامی تبیین می کند. در این نگاه همه افراد مسئول هستند و هیچ کس از گستره مسئولیتی جامعه خارج نیست.

دقیقا همان خیانتی که در محدود کردن زمانی قیام لله می شود، در محدود کردن گستره مسئولیت در جامعه اسلامی نیز مشاهده می شود. منتها با این فرق که اتفاقا سیاسیون و مسئولین سیاسی، این دومی را بسیار دوست دارند. دوست دارند که اگر کم کاری ای دیده شد، به مردم بگویند که بالاخره شما نیز مسئول هستید و خود را مبرا کنند. چون مسامحتا می توان دومی را از جنس تکلیف مردم دانست و اولی را حق مردم!

بنظر می رسد برای تبیین نقش مردم در حکومت اسلامی، همین دو اصل کافیست که اثبات کند منطق اصلاحی دین، منطقی مردم محور است. مردم قیام می کنند برای اصلاح از باطل به سوی حق. مردم چرخ حیات اجتماعی را در اقتصاد و علم و فرهنگ و سیاست می چرخانند. مردم نظارت می کنند. مردم. مردم.مردم...

سنت فطرت و دوگانه جمهوریت و اسلامیت

و در اینجا باید گفت یکی از اساسی ترین مشکلاتی که در جا انداختن نقش مردم در حکومت اسلامی داشته ایم، سیطره تهدید محورانی است که همیشه از نقش مردم ترسیده اند و جمهوریت را در مقابل اسلامیت دیده اند. آنانی که درک نکرده اند امام روح الله را. آنانی که همیشه تفکیک کرده اند مقبولیت و مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی را. این افراد به گونه ای استدلال مشروعیت حکومت اسلامی را می چینند که در پس ذهن شان ترس از بی دینی و انحراف مردم، بصورت نمایانی به چشم می خورد. و این ترس، منافات کامل دارد با اعتمادی که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب به مردم دارند و حضور مردم را بیمه کننده سلامت انقلاب اسلامی می دانند. اعتماد و اعتقاد به مردم، در نگاه حضرت امام و آقا، فرق دارد با بی اعتمادی و نیمچه اعتقاد به مردم در نظر تئوری پردازان تهدید محوری که به زعم خودشان از مدافعان نظام اسلامی هستند.

به نظر نویسنده، مهم ترین اصلی که باعث این تفاوت نگاه جدی به مردم است، اعتقاد حضرت امام و خلف صالحشان به سنت فطرت الهی برای انسان است. از این منظر، جمهور، جمهور فطرتهاست. فطرتهایی خداشناس و خداگرا. اسلام در حکومت اسلامی، با تزکیه و تعلیم، این فطرتها را زنده نگه می دارد و با رشد دادن و آگاهی دادن، ترس ندارد که هیچ، برای سلامت نظام اسلامی، معتمد تر از مردم نمی تواند پیدا کند.

در این نگاه، انسان، عنصری جدای از خدا نیست، بلکه رنگی الهی دارد و به همین خاطر است که می توان به جمع بین جمهوریت و اسلامیت قائل شد. و رد کرد تئوری های تباین جمهوریت و اسلامیت را، تباین مشروعیت و مقبولیت را، و با عزم جدی گفت: "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر".

در این نگاه می توان گفت: " ما مسائل حل نشده كم نداريم. در همه‌ى مسائل گوناگون كشور، مسئولين بايد بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راه‌هائى را براى حضور مردم پيدا كنند"[iii]

در این نگاه، ولایت نیز امری نورانی، مبهم، غیر قابل وصول و غیر قابل لمس نیست. در این نگاه، ولایت مراتبی دارد که در ریز ترین و جزئی ترین امور زندگی فرد جاری می شود. مردمی هستند که با وجود فطرتی مشترک و الهی، اخوتی ولایی میانشان به وجود می آید، و با این پیوند مردمی، به ریسمان الهی چنگ می زنند. ولایتی عرضی و طولی به صورت توامان، که از یک جنس هستند: ولایت و رنگ الهی. و لذا به تفکیک میان اسلامیت و جمهوریت قائل نیست و نمی تواند هم قائل باشد.

حضرت آیت الله شاه آبادی، استاد حضرت امام که امام روح الله با تعبیر روحی له الفداء از ایشان یاد می کنند، به این نکته شیرین اشاره می کنند که: این دو سنخ تار و پود در جامعه اسلامی است که باعث بافتن پارچه تقوا در جامعه اسلامی می شود. تارهایی که نماد ولایت طولی و پودهایی که نماد ولایت عرضی میان مومنین هستند. و این لباس تقوا ناقص خواهد بود اگر پارچه اش تار یا پود نداشته باشد. ترجمان همان جمله معروف: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر.[iv]

ب) چالش های عملی

در ابتدای نوشته، اشاره شد که در راه اثبات نقش مردم در حکومت اسلامی، مخصوصا بعد از انقلاب، چالش هایی فکری و عملی داریم. به چالش های فکری، اشاره ای مختصر شد. اما لازم است تاکید شود که شبهه ی نقش مردم، همیشه ناشی از تئوری ها و افکار نیست. گاه فضای موجود به گونه ای است که مردم احساس نقش چندانی نمی کنند و همین حس مشترک، آنگاه که فراگیر می شود، شبهه را به وجود می آورد.

در وضع موجود جامعه، دو سنخ هستند که ممکن است اعمالشان این شبهه را در دل مردم بیفکند: سیاست بازان و برخی مسئولین دولتی.

سیاست بازان، آنها هستند که با حزب بازی های کثیف و زد و بندهای سیاسی، بر منابع قدرت و ثروت چنگ می اندازند و آنچنان این منابع را به انحصار خویش در می آورند، که اندک امید مردمی را برای اثرگذاری بر مصالح کشور و همچنین شکوفایی استعدادهای مردمی می خشکانند.

سنخ دیگر، برخی مسئولین بی تدبیر و یا خائن هستند که حضور و تاثیرگذاری و نظارت مردم را بر نمی تابند و به دنبال هر چه کم رنگ تر کردن نقش مردم هستند. گاه این مسئولین قصد خیانت ندارند، اما از تکلیفی که بر عهده شان گذاشته شده، شانه خالی می کنند. تکلیفی که رهبر معظم انقلاب، در دیدار با مردم کرمانشاه، بسیار صریح آن را بیان کردند: "مسئولين بايد زمينه‌ها را، مدلها را، فرمولهاى عملى و قابل فهم عموم را، فرمولهاى اعتمادبخش را براى مشاركت مردم فراهم كنند. در هر بخشى ميشود اين كارها را كرد. هم قوه‌ى مجريه، هم قوه‌ى قضائيه، هم قوه‌ى مقننه به شيوه‌ى خاص خود ميتوانند اين را تأمين كنند؛ از ابتكار مردم، از فكر مردم، از نيرو و انگيزه‌ى مردم، از نشاط جوانىِ جوانان ما - كه قشر عظيم و وسيعى هستند - ميتوانند استفاده كنند؛ اين جزو كارهائى است كه بايد ان‌شاءاللَّه با سازوكار شفاف از سوى مسئولين انجام بگيرد."[v]


پیشنهادهای مطالعاتی-عملیاتی دانشجویی

1-      برای درک بیشتر نقش مردم در حکومت اسلامی و به تبع آن، روشنگری فکری در مقابل تهدید محوران، خواندن کتابهای ولایت فقیه امام خمینی، شش گفتار در ولایت مقام معظم رهبری، شذرات المعارف آیت الله شاه آبادی، ولایت فقاهت و عدالت آیت الله جوادی آملی و همچنین خواندن چندین باره پیام قطعنامه امام و بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم کرمانشاه (در تاریخ 20/7/90) توصیه می شود. (لازم به ذکر است که این نوشته، از منابع یاد شده، بهره های زیادی گرفته است.)

2-      به نظر می رسد بهترین کار برای نشان دادن نقش مردم، تشکیل هسته های مقاومت دانشجویی و مردمی است. هسته های مقاومت در زمینه های گوناگون فرهنگ، تعلیم و تربیت، اقتصاد، کشاورزی، رسانه، سیاست خارجی و... گروههایی مقاومتی، با پیوندهای ناگسستنی ولایت عرضی بین اعضا، حول محور ولایت الهی و اطاعت از ولی فقیه. هسته هایی برای یک نفی و یک اثبات. هسته هایی برای مقاومت و پایداری بر حق و گسترش حق در زمینه هایی عملیاتی و همچنین مقاومت در مقابل باطل.



[i] - آیه 46 سوره سبا

[ii] - نقش مردم بعد از پيروزى انقلاب تمام نشد. در خصوصيات اداره‌ى كشور، اين نقش ادامه پيدا كرد... 20/7/90

[iii] - بیانات در جمع مردم کرمانشاه- 20/7/90

[iv] - شذرات المعارف، آیت الله شاه آبادی

[v] - بیانات در جمع مردم کرمانشاه- 20/7/90