تاریخِ مظلومیتی که فراموش می شود
سر رسید قدیمی ام را مرور می کردم. بالای صفحه نوشته ام: 23/2/87، حلقه مطالعاتی کتاب "حکومت جهانی". یکی از یادداشتهایی که نوشته ام در باب دشمنی استکبار: اوایل انقلاب، در بحث دشمن شناسی و مخصوصا دشمنی آمریکا، لازم نبود دشمنی دشمن را به مردم ثابت کرد. مردم آشکارا می دیدند دشمنی را. الان اما مشکل ما این است که گاهی یادمان می رود این دشمنی را.
خیلی از ناپختگی های تحلیلی فرهنگی و سیاسی نیز ناشی از همین است. نمی شود دائما در گوش مردم بیانیه خواند که آمریکا بد است. مردم باید ببینند این بدی و دشمنی را. اطلاع از دشمنی، علاوه بر تحلیل دادن از دشمنیِ دشمن مهم است.
و در این میان بی حافظگی تاریخی، بدترین دردی است که به سراغ ملت تحت هجوم می آید. اینکه دشمن، دشمنی کند و مظلوم یادش برود. چند روز بعد هم او را به چشم دوست بنگرد.
گوش مردم پر است از بیاینه های مطوّل درباره دشمنی آمریکا، استکبار، منافقین، تروریسم و... اما اگر به چشم نبینند، ممکن است اینها را توهم بخوانند یا کینه.
***
دوگانه تحلیل و اطلاعات. دوگانه ای است بسیار در هم فرو رفته و پیچیده. نمی شود از هم جدایشان کرد. نه می شود بدون اینکه اطلاعاتی داشت، تحلیل کرد و نه اطلاعات زیاد، بدون تحلیل داشتن، خیری می رساند.
در کشوری که بیشترین قربانیان ترور را داده، فراموش شدن تروریسم و یا بی تحلیلی در مورد آن، دیگر از بی عرضگی جریان های فرهنگی آن خواهد بود. اعم از دولتی و غیر دولتی.
شهدای انفجار عاشورای رضوی در سال 73، یکی از نقاط تاریخی ای است که کینه عمیق و وسیع استکبار را از دین و دینداری مردم به نمایش می گذارد. حادثه ای است بسیار غنی برای پرداختن. فرصتهایی است که نباید گذاشت فراموش شوند. مردمی بی گناه که برای زیارت آمده بودند. خیلی هایشان را با سیاست میانه ای نبود. همین ماجرا کافی است برای قانع شدن کسی که دشمنی استکبار را با دین مردم نمی پذیرد و اعتقاد دارد که دشمنی، از جنس سیاسی است.
قطعه های غیر قابل تفکیک و غیر قابل شناسایی اجساد به جای مانده از این انفجار را در یک قبر دفن کرده اند در بهشت رضای مشهد. بدون هیچ نشان و تابلویی. بدون اینکه از کیفیت ماجرا اطلاعاتی دهد به مخاطب. بدون اینکه اصلا چیزی وجود داشته باشد که مردم را بکشاند به سمت آن قبر. نوشته های روی سنگ هم قابل خواندن نیست بعد سالها. جا دارد لااقل از جنس کارها و نمادهایی که ستاد پاسداشت در بهشت زهرا کار کرده، اینجا هم کار شود. می شود روایت گری کرد. می شود پنج شنبه، جمعه ها، از کارهای مجموعه هابیلیان آنجا توزیع کرد. می شود بعضی روزها زیارت دوره راه انداخت از زیارت شهدای ده دی زمان انقلاب، تا دفاع مقدس، تا شهدای عاشورای رضوی، تا آیت الله تهرانی و عبادی، تا بابانظر، کاوه، برونسی و...
به همت ما مشهدی ها چشم دوخته اند، این کارهای بر زمین مانده.