تاملاتی درباره نگاه اسلامی و ناب به زن
مقدمه:
بیش از یک سال پیش، ذیل پست حجاب و جنگ حق و باطل بنده، بحث خوبی درگرفت در مورد فعالیت اجتماعی زنان. همان موقع قرار شد همه این بحثها سرجمع شود و مدون، اما نشد. آنچه در پی می آید، فقط نظرات بنده است که ابتدائا و یا در جواب برخی انتقادات یا سوالات دوستان نوشته بودم، البته با اضافات و ویرایش هایی. این مطلب را همان ایام سرجمع کردم، اما نمی دانم چرا ماند و دیر شد. اما این روزها که بحث از روز زن می شود و بحث های حول آن، گفتم بگذارم در وبلاگ.
لحن مطلب، لحنی تبیینی و جواب به انتقادات و سوالات و همچنین شفاف کردن مواضع است. لذا پیشاپیش از مقداری عدم تجانس و پراکنده بودن بحث عذرخواهی می کنم.
تبیین معنای فعالیت اجتماعی:
فعالیت اجتماعی، به معنای حضور صرف در اجتماع و یا حضور در منظر مردان نیست. فعالیت اجتماعی، یک فعالیت جمعی است که اثر اجتماعی هم دارد . خیریه های محل، جمع های زنانه در محله ها که تبلیغ دین است و مانند اینها هم فعالیت اجتماعی است. با اینکه مردی در آن حضور ندارد.
از طرفی حتی بسیارند مردانی که در جامعه حضور دارند، اما وظایف اجتماعی شان را انجام نمی دهند و این تکلیف بر گردنشان می ماند. حضور بسیاری از مردان در اجتماع، صرفا برای عمل به تکلیف خانوادگی –نفقه دادن- است. اگر چه بابت آن شغلی که در بیرون خانه انجامش می دهند، احتمال چرخی از اقتصاد مملکت می چرخد. (احتمالا را از این بابت می گویم که بسته به شغل هست که آن شغل چه شغلی است)
پس فعالیت اجتماعی، غیر از فعالیتی است که درون اجتماع و بیرون از چهار دیواری خانه انجام می شود.
در نگاه اسلامی، فعالیت اجتماعی، از وظایف و تکالیف زنان و مردان است و در قبال آن مسئولیت دارند. بنای این مسئولیت هم بر اهتمام به امور مسلمین، امر به معروف و نهی از منکر، ولایت اجتماعی مومنین، جهاد، تبلیغ دین و... است که بر زن و مرد واجب است.
پس باید تاکید کرد که فعالیت اجتماعی، یک فعالیتی فوق برنامه و اضافه بر سازمان نیست.
(خب البته با این نگاه، اگر کسی از این بنیادهای فکری بویی نبرده، یا درست توجیه نیست و فعالیت می کند به صرف فعالیت، واقعیت تلخی است که ممکن است اتفاق بیفتد، کما اینکه بنده تا کنون مشاهده کرده ام. چرا که اگر مقصد اشتباه تعیین شود، روشهای منتخب نیز خراب خواهند بود و پیامدهای بدی هم خواهد داشت.)
یعنی بحث از فعالیت های اجتماعی، بحث از انجام "وظایف و تکالیف" اجتماعی است. این چیزی است که در مرام و نظام فکری حضرت امام و آقا مشاهده می شود. در این نگاه زن و مرد، هر دو، تکالیفی در عرصه فردی، خانوادگی و اجتماعی دارند.
لذا در اصل تکالیف و انجام فعالیت برای آنها، بحثی از اضطرار و ضرورت نیست اصلا. که سوال شود آیا ضرورت دارد ما تکلیف اجتماعی مان را انجام دهیم یا ضرورت و اضطرار ندارد؟ بحث وجوب عینی خیلی از آنهاست.
البته یک معنایی از اضطرار که در ذهن خیلی از دوستان هست، به گمانم یک مقداری ش که اصلا عقلانی است. به همان معنای سبک سنگین کردن است. اما بنده تا کنون چیز دیگری غیر از این سبک سنگین کردن عقلانی در آیات و روایات مشاهده نکرده ام. این همان بحثی است که در بند بعد به آن می پردازم با عنوان تزاحم و اولویت بندی ها.