چندی پیش خبر تأیید تشکیل سازمان اجرایی حاشیه شهر مشهد، از سوی شورای عالی امنیت ملی در رسانه ها منتشر شد.  

تشکیل این سازمان، از پیشنهادات شورای شهر و شهرداری مشهد برای سامان دادن به مسائل حاشیه شهر مشهد بود که در سفر هیئت دولت به مشهد، مطرح شده و در بسته پیشنهادی برای بودجه حاشیه شهر مشهد قرار داشت. اگر چه خلاف انتظاری که از وعده های مسئولین می رفت، پس از منتشر شدن لایحه بودجه و اختصاص نیافتن ردیف بودجه مستقل برای حاشیه شهر مشهد، تردیدهایی در به راه افتادن واقعی سازمان به وجود آمده، اما نفس وجود چنین سازمانی، برای دغدغه مندان حاشیه شهر مشهد، محل تامل و ملاحظه خواهد بود. 

البته در مطالبی که تاکنون از تشکیل این سازمان منتشر شده است، در مورد شورا، هیئت مدیره یا ریاست سازمان مطالبی گفته شده، اما هنوز ترکیب و ساختار این سازمان مشخص نشده است و ابهاماتی نیز پیرامون آن وجود دارد. لذا در اینجا اسم سازمان را کنار گذاشته و ملاحظاتی حول بایسته های کلان این مجموعه مطرح خواهیم کرد. 

به نظر می رسد پیشنهاد تشکیل این مجموعه، با ایده ی محوری یکپارچه شدن مدیریت حاشیه شهر مشهد، انسجام فعالیت های دولتی در حاشیه شهر و ایجاد تولیت رسمی برای این مسئله باشد. دریافت ردیف بودجه مستقل پس از ایجاد مجموعه نیز می تواند از پیامدهای این شکل یافتن باشد. اما نکاتی در همین زمینه قابل تامل خواهد بود: 

لزوم استفاده از تجربه موفق جهادسازندگی 

ترکیب اعضای هر سازمان، ستاد یا ساختار ویژه و به طور کلی هر مجموعه، محور های اصلی و مورد تاکید در آن را تبیین می کند. مجموعه شکل بافته برای ساماندهی حاشیه شهر نیز باید متاثر از محتوا و جهت گیری های کلان به مسئله حاشیه شهر باشد. 

در این عرصه، جمهوری اسلامی یک تجربه گرانبها و موفق در دست دارد به نام «جهاد سازندگی». جهاد سازندگی در تمامی ابعاد ساختاری و محتوایی خود، زاییده تفکر انقلاب اسلامی بود که توانست با تولید اندیشه و عمل نوآورانه، تئوری های مدیریت و سازمان را نیز متحول کند.  

فرصت کنونی به دست آمده در توجه به ایجاد تولیت رسمی برای حاشیه شهر، محمل خوبی است برای تجلی و احیای دوباره تجربه جهاد سازندگی، چه از بعد ساختاری و مدیریتی و چه از نگاه فرهنگ و روحیه جهادی موجود در آن.  

به نظر می رسد ترکیب اعضای این مجموعه، نمی تواند تنها محدود به اشخاص حقوقی و مسئولین کنونی مرتبط با حاشیه شهر باشد. چرا که با این حساب، عملا تفاوتی با ستاد توانمندسازی سکونت گاه های غیر رسمی نخواهد کرد و ضریب نفوذ تصمیمات آن نیز مانند قبل، ضعیف و صوری خواهد بود. خصوصا اگر اعضای شورای سازمان مذکور - متشکل از برخی مقامات استانداری، فرمانداری و شهری که قرار است ساختار کلی و آئین نامه اجرایی سازمان را پیشنهاد دهند- بخواهند در جایگاه هیئت مدیره سازمان نیز باشند، به نظر می رسد این سازمان بیشتر وجهه ای ستادی شبیه به ستاد توانمندسازی سکونتگاه های غیر رسمی به خود بگیرد؛ حال آنکه اگر مسایل حاشیه شهر، مسایلی که عمر برخی از آنها بیشتر از سالهای پس از انقلاب اسلامی است، با ستادها و ساختارهای موجود حل شدنی بود، هر روز بیشتر و بزرگتر نمی شدند.  

حل این مشکلات هم ساختار جهادی می خواهد و هم آدم ها و روحیه های جهادی. ایجاد جایگاه در رأس این سازمان برای افرادی حقیقی با شایستگی های محوری جهاد و خصوصا افرادی با تجربه در عرصه جهاد سازندگی که بتواند فارغ از دیگر مسئولیت ها به صورت متمرکز بر مسئله حاشیه شهر فعالیت کند، از الزامات این مجموعه خواهد بود. البته در این میان ارتباط های دقیق و تعریف شده میان این مجموعه و دیگر دستگاههای اجرایی ملی و منطقه ای، که بتواند ضمانت های خوبی برای عرصه عمل فراهم کند، ضروری است.  

توجه همزمان به شهر و روستا 

توجه به ریشه های شکل گیری حاشیه شهر و رویکرد پیشگیرانه قبل از درمان، از نگاه هایی است که باید در این مجموعه مد نظر باشد. از آنجا که نقص در توسعه و مدیریت روستا و مدیریت شهری توأما باعث شکل گیری حاشیه شهر شده است، توجه همزمان به شهر مشهد و روستاهای این شهرستان و چه بسا استان، از بایسته های ساختاری و محتوایی این مجموعه است. لذا حضور افرادی نا آشنا به روستا یا مسئولین صرفا شهری در رأس مجموعه، خود به خود میدان دید و عمل را محدود به معلولها و نادیده انگاشتن علت ها خواهد کرد و همزمان با کم کردن اثربخشی فعالیت های آن، کار را شبیه درمان علامتی یک بیماری عود کننده خواهد کرد.  

توجه به مردم و تشکل های مردمی 

«اعتقاد به حضور مردم» و «اعتماد به مردم»، دو پایه اصلی جمهوریت در نظام اسلامی است. در ترکیب ساختار و آئین نامه این مجموعه نیز، توجه به استعدادهای درونی مناطق محروم، نقش تشکل های مردمی و حضور آنان در این توسعه، از مهم ترین پشتوانه های این مجموعه خواهد بود. تشکل های مردمی در حاشیه شهر و روستا، اگر واقعا از متن مردم برخاسته باشند تا مستقل از جریانات سخیف سیاسی به محرومیت زدایی و جهاد در راه و توسعه و توانمندسازی مناطق محروم بپردازند، کلید اثربخشی و موفقیت این گام خواهند بود. اما اگر این مردم در برنامه ها ملاحظه نشوند یا به نام مردم، اما به کام جریانات سیاسی توجهی صورت گیرد، انتظار موفقیت نیز نباید داشت. 

همین یادداشت با تغییراتی در روزنامه شهرآرا تاریخ 4 دی 93.