به هر بدبختی کودک بزرگ می شود و بزرگ می شود و قد می کشد و رشد می کند و یاد می گیرد و ناگهان در عنفوان جوانی می میرد!
یک تراژدی پنهان در روانشناسی یادگیری!
با نظریات مختلف و با هر ضرب و زور، توجیه می کند یادگیری انسان را و مراحلش را نام می برد. دو سال اول، تا هفت سالگی، تا یازده سالگی، تا پانزده و دیگر هیچ...
این البته مخصوص پیاژه است. دیگرانی هم هستند که در مورد مراحل یادگیری انسانی بحث کرده اند. وضعیت آنها هم البته بهتر از این نیست. فوقش تا 20 برود، یا تا 30 سالگی. بیشتر از آن را نمی تواند حرف بزند.
اصلا حتی به محتوای نظریاتشان کاری ندارم که چقدر درست یا غلط است. بحثم این است که چرا انسان و یادگیری اش را اینگونه می بینند؟ گویا از منظر اینان، انسان در آن آخرین سنینش که تا 20 یا 30 برود، دیگر چیزی یاد نمی گیرد یا قرار نیست یاد بگیرد و یا فقط قرار است یاد بدهد! و یا فقط یک سیر افقی و یا نزولی خواهد داشت. هر چه هست، گویا تحولی در آن نمی بینند که قابل توجه باشد که بخواهند در موردش بحث کنند. یک انسان مرده! انسانی که پله پله بالا می آوردش و یک دفعه، راه تمام می شود. و حالا باید با سر سقوط کند.

حالا این نگاه را مقایسه کنید با توصیه های اسلامی برای یادگیری از مهد تا لحد. و آن موقع است که می بینیم چقدر جای کار دارد روانشناسی یادگیری در اسلام. همین تحول در رده بندی سنی، می تواند انقلاب کند.
و این سیطره نگاه غیر اسلامی بر خانواده های مسلمان است که باعث می شود مادر جوان به دنبال جوابی برای این سوالش باشد: فرزندم را چگون آموزش بدهم که خوب یاد بگیرد؟ منتظر می مانی که دیگر سوالاتش چیست؟ سوالی ندارد...
اصلا یادش رفته خودش نیز در مسیر یادگیری است و باید فکری برای خودش بکند. یادش رفته باید خودش در مسیر تربیت باشد که بتواند تربیت کند. وگرنه، انسان ساکن چگونه می تواند مایه حرکت باشد؟
و این می شود خانواده های مسلمان و راکد و بی ذوق، اما پر دغدغه. دغدغه هایی که به جایی نخواهد رسید و فقط زخم معده می آورد!
برچسبها: روان شناسی یادگیری, خانواده, رشد, تربیت فرزند, پیاژه
چند وقتی بود می خواستم مباحثی را در مورد نقش اجتماعی زنان دسته بندی کنم، اما وقت نمی شد. تا اینکه برای ایام فاطمیه، شد یک جزوه در سایت ایام. نقش اجتماعی زنان از دیدگاه امام خمینی (ره) و امام خامنه ای.
فهرست عناوین اصلی جزوه به قرار زیر است:
· همه مسئولند
· بیش از 50 درصد!
· جمع کردن بین رشد فردی، وظایف خانوادگی و اجتماعی
· الگوی زن مسلمان
· نقش دوسویه زنان و انقلاب اسلامی
· ایمان آگاهانه؛ سرمایه حضور اجتماعی زنان
· الگو گیری زنان دیگر کشورها از زنان ایران
· عفت، حیا و حجاب؛ ویژگی های حضور اجتماعی زنان
· چادر، بهترین نوع حجاب
· اشتغال زنان
· اشتغال زنان، مسئله درجه اول زنان نیست!
· رعایت شایسته سالاری و تخصص، بدون تعصب جنسیتی در احراز مسئولیتها
· رعایت دستورات فقه و قانون در تصدی مسئولیتها توسط زنان
· رعایت فطرت و طبیعت زن در اشتغال زنان
· عدم غفلت از خانواده در اشتغال زنان
· عدم اختلاط و رعایت محرم و نا محرم در اشتغال زنان
· ذات شغل زن، خضوع در برابر مرد نباشد
بنظرم، مهم ترین بحث در این جزوه، اصل نقش آفرینی اجتماعی است بعنوان یک تکلیف و مسئولیت دینی که از ایمانی آگاهانه برخاسته. مسئولیتی که زن و مرد نمی شناسد، و همه مکلف به آنند. فقط مقتضیات جنسیت ها است که تغییر ایجاد می کند در نحوه نقش آفرینی.
از آنجا که این نقش آفرینی، تکلیفی دینی است، در کنار همه تکالیف دیگر دیده می شود. از جمله مسئولیت ها در قبال فرد و خانواده. که خانواده، زمینه مقدم و اصلی است برای نقش آفرینی هم برای زن و هم برای مرد. و این نقش اجتماعی، با ویژگی های اصلی حجاب و حیا و عفاف همراه است. در این زمینه، از سویی الگویی فاطمی و زینبی داشتن و از سوی دیگر الگو قرار گرفتن برای دیگران مسئله ای اساسی است.
در زیرمجموعه نقش آفرینی اجتماعی، بحث اشتغال نیز مطرح می شود که معتقدیم در بحث زنان، مسئله اول برای زنان نیست. اشتغال و احراز مسئولیت مستقیم را که می تواند یکی از عرصه های نقش آفرینی باشد یا نباشد، تدابیری کاملا عقلانی هدایت می کنند.
مهم ترین و جالب ترین بحث، عدم تعصب جنسیتی است در این فضا. که اگر می گوییم زن بیاید وسط کار، نه آمدن زن، بماهو آمدن زن؛ بلکه آمدن برای یک هدفی است و آن، رفع نیازهای انقلاب اسلامی است. پس تعارف نداریم و با آدم ها با تعصب جنسیتی نگاه نمی کنیم. کسی که پا در عرصه مسئولیت می گذارد، مسئول است و اگر تخصص نداشته باشد و شایسته نباشد، خائن است، چه زن باشد و چه مرد.

شاید بتوان عرصه اشتغال برای زن را در یک فضای سه بعدی تصور کرد. یک بحث در مورد موضوعات و عناوین متعدد و مختلف شغلی و اصل ورود زن به آن شغل است که در سطح بررسی می شود. مسئله دیگر، ترفیع مسئولیتهاست، که ارتفاع را می سازد.
در این تمثیل، برای کسب مسئولیت در مشاغل مختلف (سطح)، از لحاظ کلی، شغل باید برای ورود، دو ویژگی سلبی و ایجابی داشته باشد. هماهنگی و همراهی با فطرت و طبیعت زن و تخصص داشتن زن از ویژگی های ایجابی است. رعایت فقه و قانون اساسی، عدم غفلت از خانواده، عدم بی بندوباری و اختلاط، عدم خضوع در برابر مرد، از ویژگی های سلبی شغل است.
در زمینه ترفیع و کسب درجات بالاتر هم (ارتفاع)، مهم ترین مسئله، تخصص و شایسته بودن شاغل است. یعنی اگر در شغلی با توجه به ویژگی های سلبی و ایجابی، حضور زن بلامانع بود، ترفیع مسئولیت فقط با شاخص شایستگی و تخصص فرد سنجیده می شود.
در این فضای سه بعدی، استوانه ها، مکانهایی هستند که زن نمی تواند ورود پیدا کند و در نتیجه ترفیع هم معنایی ندارد. دیگر فضاهای موجود، جاهایی هستند که زن می تواند وارد شود، و در صورت شایستگی، ترفیع هم پیدا کند در مسئولیت.
بنظر می آید می توان مسامحتا قوای جامعه را به عقل و غضب و شهوت تقسیم کرد و تدابیر برای همه امور جامعه و از جمله مسئولیت های اجتماعی زن، در راستایی است که عقل بر جامعه مسلط باشد؛ به دور از رهبری غضب و شهوت. اصرار بر تخصص و شایسته سالاری و عدم تعصب جنسیتی و رعایت ویژگی های سلبی و ایجابی در شغل و حضور اجتماعی زن، مصادیق خوبی هستند بر این ادعا.[i]
[i] - دشمنان دنياى ما، دشمنان آخرت ما، دشمنان عزت ما، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، از نقاط ضعف ما استفاده ميكنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرتطلبى ما، از علاقهى ما به جلوهفروشى و خودنمائى؛ بايد مراقب باشيم. بانوان عزيز هم بايد مراقب باشند، دخترهاى جوان هم بايد مراقب باشند. امام خامنه ای. بیانات در ولادت حضرت زهرا- 23/2/91
برچسبها: امام خمینی, امام خامنه ای, زن, نقش اجتماعی زن, اشتغال زن
از قطار شهری مشهد بدم می آید. نمی دانم این خط را برای گره گشایی از کار کدام قشر راه انداخته اند.
فقط می دانم وقتی که خط اول قطار شهری را می گویند شرقی-غربی است، آدم انتظار دارد که شرق شهر را وصل کند به غرب. لااقل کارگری که از قلعه ساختمان و قلعه خیابان می خواهد برود به آن طرف شهر، بتواند از قطار استفاده کند.
اما این خط از فداییان اسلام شروع می شود و به آخر وکیل آباد می خورد. یک کارگر از قلعه ساختمان باید سوار خط 65 شود و خودش را به مصلی برساند. از آنجا سوار خط 66 بشود و برسد به اول ایستگاه قطار شهری! و تازه وارد این دنیای تکنولوژی شده و به مقصد برسد. یعنی اگر بخواهد از قطار استفاده کند، دو تا خط اتوبوس باید عوض کند!!
می خواهند این ایستگاه اول را بیاورند عقب تر. اما فکر نکنید که اول خط به مصلی می رسد که یک کورس اتوبوس حاشیه نشینان را کم کند. نه خیر! ایستگاه اول می رسد به فرودگاه!!!
به عبارت بهتر بخوانید این قطار شهری قرار است مسافران هواپیما را از فرودگاه برساند به پدیده شاندیز و ییلاقات مشهد. همین.
تازه فهمیده ایم اصلا مخاطب قطار شهری که مردم شهر نبوده اند.
کاملا منتظر چنین جوابهایی هستم که: خب صبر داشته باشید، خط شرقی هم راه می افتد. اصلا قرار نیست که خط اول، همه نقاط شهر را به هم وصل کند و...
اما بحث بنده اصلا اینها نیست. بحث بر سر فراموش شدن حاشیه نشینان در ذهن و عمل برنامه ریزان است، وگر نه مستضعفین نشان داده اند در تحمل مشکلات و در صف ایستادن برای دریافت امکانات، صبورترین مردم بوده اند.

برچسبها: مستضعفین, قطار شهری مشهد, قلعه ساختمان, قلعه خیابان
پس
از فتنه 88، هنرهایی به چشم آمد که تا پیش از آن، یا نبود و یا دیده نمی شد.
اما نمی توان تنها به همین میزان هنر مردمی قانع بود. جمهوریت و اسلامیت در هنری که ما آن را سراغ داریم، وسعت بسیار گسترده ای دارد و هنوز راه زیادی مانده تا دست یافتن به آن.
اما چرا هنر و هنرمند مردمی کم داریم؟
به نظر می رسد ریشه این مشکل، به هر جا که برگردد، ضخیم ترینش، ریشه ایست که از آموزش و پرورش ما آب می خورد.
مشکل آن است که آموزش و پرورش، و به تبع آن جامعه، هنر و استعداد هنری را امری طفیلی می داند که در بحران بودجه، مطمئنا اولین چیزی که حذف خواهد شد، هنر خواهد بود.
با طفیلی دانستن استعداد هنری در آموزش و پرورش، آنچه که از استعداد تحصیلی فهم خواهد شد، فقط میزان حفظیات و در بهترین حالت، هوش ریاضی و منطقی است؛ و اگر رده بندی و تخصیصی هم صورت می گیرد، رده بندی در میزان کم و زیاد بودن این هوش است و نه تنوع و کثرت آنها.
پس بسیار بدیهی است که کار تربیت هنری و پرورش هنرمندان، در آموزش و پرورش رخ نخواهد داد.
اما آیا این به آن معناست که هیچ هنرمندی رشد نخواهد کرد؟
نه. بلکه بدین معنی است که تشخیص و هدایت استعداد هنری و شکوفایی آن، به دست تعلیم و تربیت شبه رسمی خواهد افتاد. و شبه رسمی آن است که موسساتی غیر دولتی، دست به چنین تربیتی می زنند، و از آنجا که قانون های آزادانه ای دارند، کلاس هایی دایر می کنند و با اخذ شهریه هنرمند تربیت می کنند.
در این میان، اگر کودکی در خانواده فقیر، فقط استعداد هنری داشته باشد، یک کودک تنبل محسوب می شود و در نهایت از تحصیل باز می ماند و ترک تحصیل می کند. به این مرحله گاه می گویند تولد یک بزهکار!
اما همین کودک اگر در خانواده ای با وسعت مالی باشد و استعداد ریاضی نداشته باشد، او یک کودک تنبل نخواهد بود. بلکه او با پرداخت شهریه، به موسساتی شبه رسمی سپرده می شود تا دیگر استعدادهای خود را بیازماید. و اینجاست که یک هنرمند متولد می شود!
مشاهده می شود که وقتی به هنر به چشم یک مقوله اَشرافی نگاه شود، تنها اَشراف بر آن سیطره خواهند داشت. و از یک هنرمند کاخ نشین، مطمئنا انتظار خلق اثری مردمی نخواهد رفت. و اینچنین است که مردم، هنرمندان را آدم هایی متفاوت از جامعه می بینند. لباس های شلوغ و پلوغ، موهای روغنی یا بلند، بی حجاب و با شالی که عن قریب است از سر بیفتد و...
تغییر نگاه عناصر آموزش و پرورش ما به هنر، اهمیت و جایگاهش، اعم از معلم، مسئول، برنامه درسی، دانش آموز و... اولین قدم است در ترویج هنر مردمی. و دور هم جمع شدن و ایجاد گروه ها و تشکلهای مردمی با محور هنر، قدم دوم است در این امر. قرار نیست که شبه رسمی همیشه در دست اشراف باشد که!
همه اینها را نوشتم، چون به حق معتقدم که اندیشه ای که در آن روح هنر دمیده نشود، ماندگار نخواهد شد. و اندیشه انقلاب اسلامی ما صادر نمی شود و جاوید نمی ماند اگر هنرمندان مردمی آن تربیت نشوند.
پـــــــــــــــی نوشـــتـــــــــــــــــــــــــــ:
و همین روضه را بخوانید در دیگر استعدادها...
اینجا را هم ببینید: نهضت مردمی پوستر
برچسبها: تربیت هنری, هنر مردمی, آموزش و پرورش, مردم, عدالت آموزشی
دیروز منتظر اتوبوس بودم که بروم کلاس. ایستگاه خلوت بود. کتاب را از کیفم در آوردم که بخوانم. عدالت اخوان کاظمی. پیرزنی کنارم نشسته بود رنگ پریده و لاغر و استخوانی. پرسید دختر جان چی مُخوانی؟ گفتم: در مورد عدالت نوشته. گفت: خب عدالت که خیلی خوبه. حالا کو او جلدشم نگا کنُم. نشانشان دادم. سواد داشتند و بلند خواندند اسم را: عدالت در نظام سیاسی اسلام. پرسید: خب حالا توش چی نوشته؟ گفتَه که چِکار کُنِم عدالت اجرا بشَه تو نظام جمهوری اسلامی؟ گفتم: نِه، بیشتر نظریه که تعریف عدالت چیه و... مویم بِرِیِ پایان نامم مُخوانمش حاج خانوم.
اتوبوس آمد. سوار شدیم. آمدند دوباره کنارم نشستند و خیابانهای پایین شهر را می رفتیم به سمت وسط شهر. همانطور هی بیرون را نگاه می کردند و هی به کتاب نگاه می کردند. من هم کتاب می خواندم و گاهی با حاج خانم صحبت می کردم. می خواستم پیاده شوم. پرسیدند: حالا ای کتاب رِ مو از کجا مِتِنُم بُخوانُم بیبینُم چی جوریَه؟
شرمنده بودم. نمی دانستم چه بگویم؟ ...
کاش نویسندگان ما و تئوری پردازان مان کمی در میان مردم راه می رفتند. کمی مردم کوخ نشین دیده بودند. می دیدند که به اصل خوب بودن عدالت همه معترفند. دنبال چگونه اجرا کردنش می گردند. کتابها و تئوری ها را هم بلدند ممیزی کنند.
دلم می خواست این مکالمه را بفرستم برای آنان که در نشست اندیشه های راهبردی عدالت صحبت کردند. باور کنند که این حشر و نشر ها، این مقدمات غیر معرفتی، اثر خواهد گذاشت بر معرفت هاشان. علم زیاد می کند نشست و برخاست شان.
یاد آن بیت شعر امید مهدی نژاد افتادم:
هر زخم به زخمی، که چنین است عدالت تا کی بنشینیم که قانون بنویسید؟

برچسبها: عدالت, کتاب, تئوری عدالت, مستضعفین, نشست اندیشه های راهبردی
خواندن تاریخ انقلاب اسلامی از زوایای مختلف راه خوبی است که جامعیت این انقلاب درک شود.
یکی از این زاویه ها، زاویه تعلیم و تربیتی انقلاب است. اگر چه انقلاب، خود بزرگترین رویداد تربیتی در تاریخ معاصر است، اما وقتی تعلیم و تربیت را در مدرسه مد نظر داشته باشیم، واژه هایی چون مدارس اسلامی، جامعه تعلیمات اسلامی و... کلید واژه هایی خواهند بود برای این جستجو.
وقتی می شنویم که قبل از انقلاب، صاحب بزرگترین مجموعه مدارس غیر دولتی، نیروهای مذهبی بوده اند، پشت بندش انگیزه می شود که بدانیم چه کارهایی می کرده اند این نیروها.
همچنین برای طیف بچه حزب اللهی دغدغه مند الان، که یا از وضع موجود آموزش و پرورش ناراضی است، یا خواستار تحول است به سوی اسلامی تر شدن آموزش و پرورش، یا دغدغه بچه اش را دارد که چند سال دیگر باید بگذاردش مدرسه و یا دغدغه نیرو سازی دارد و یکی از اولین ایده هایش تاسیس مدرسه است، خواندن تاریخ مدارس اسلامی غنیمت است.
فقط نکته ای که نباید فراموش کرد، این است که آنچه در تاریخ این مدارس می بینیم، وجود نگاهی حداقلی به تعلیم و تربیت رسمی و عمومی است، چرا که هنوز حکومت اسلامی تشکیل نشده و گروه های مذهبی جامعه در نقش اپوزسیون عمل می کنند و مخاطب هدفشان، بچه های خانواده های متدین است. اما اکنون که این تاریخ را می خوانیم، بعد از تشکیل حکومت اسلامی به سر می بریم و این نگاه حداقلی، بزرگترین ضربه و انحراف است برای این دغدغه با ارزش. و این همان نکته ای است که در تاسیس و امتداد مدارس اسلامی پس از انقلاب باید بیشتر به آن توجه می شد.

کتاب "کارنامه سیاسی و فرهنگی دبیرستان های کمال نارمک، رفاه، علوی" کتابی است که با استفاده از شیوه تاریخ شفاهی و اسناد، به دنبال روشن شدن سوالاتی چون چگونگی تاسیس این مدارس، کیفیت برنامه درسی رسمی و غیر رسمی آنها و ماهیت فعالیت سیاسی مسئولان، معلمان و دانش آموزان آنهاست. البته چنان که خود کتاب می گوید، اسناد مربوط به دبیرستان علوی، در دست هیچ مرکزی نیست و لذا مباحث مربوط به آن مدرسه، بیشتر بر پایه تاریخ شفاهی آن بیان شده.
آشنایی با این دبیرستان ها وقتی جذاب تر می شود که نام هایی چون شهید رجایی، شهید باهنر، شهید بهشتی، جلال الدین فارسی، کرباسچیان و روزبه را در میان مسئولانش ببینی؛ و اشخاص و مسئولین معروفی را در میان شاگردان آنها، از حداد عادل و غفوری فرد گرفته تا ابریشم چی. و علوی برایت پررنگ تر می شود وقتی چیز هایی شنیده ای از رابطه اش با انجمن حجتیه.
کتاب، کتاب خوبی است یا لااقل تنها کتابی است که چنین مفصل و اختصاصی به این مدارس پرداخته. لذا خواندنش به مشتاقان تاریخ انقلاب و تعلیم و تربیت توصیه می شود.
نویسنده کتاب، دکتر حمید کرمی پور است. کتاب 320 صفحه دارد که 146 صفحه اش به کارنامه مدارس پرداخته. نیمه دیگر کتاب، ضمایمی در مورد راویان، اسناد و کتابنامه است.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپش کرده و قیمتش 4200 تومان است.
برچسبها: کتاب, کارنامه سیاسی و فرهنگی دبیرستان های کمال نارمک رفا, مدارس اسلامی, تاریخ انقلاب, انقلاب اسلامی
از کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" اثر شهید مطهری (ره)[i].
هدیه به پیشگاه حضرت زهرا سلام الله علیها.

"نهضتهاي مقدس نهضتهائي است كه در آنها جنگ ميان حق و باطل درگير شده است. حق از آن نظر كه حق است نه از آن نظر كه تامين كننده منافع است. باطل از آن نظر كه باطل است و پوچ و مانع رشد و پيشرفت و تكامل انسان، نه از آن نظر كه بر ضد منافع اين گروه يا آن گروه است.
البته اين را هم عرض بكنم كه رفتن به دنبال حق، خود نوعي كمال است؛ يعني اين كار در آن واحد ميتواند دو شكل متفاوت داشته باشد.
اين نكته را بعنوان توضيح مطلب بالا توي پرانتز عرض ميكنم كه از وقتي كه هنوز يك بچه بحساب ميامدم، همواره مي ديدم كه براي بعضي از افراد اين شبهه پيدا مي شود كه چرا حضرت زهرا با آن مقام عصمت و قداست، خود را درگير مسئله فدك كرد؟ حضرت زهرائي كه در حقشان گفته اند: و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا انما نطعمكم لوجه الله ( آيه 8 سوره دهر ) چرا حضرت خود را در اين مسئله وارد كرد؟
در اينجا متوجه شدم كه دو موضوع از هم تفكيك نشده اند.
رفتن دنبال حق مطلوب بخاطر نجات دادن آن حق يك مسئله است، كه يك ارزش بسيار عالي بحساب ميايد، و رفتن به اين دليل كه گرسنه مانده ام و ميخواهم شكمم را سير كنم، يعني صرفا انگيزه حيواني دارم مسئله ديگري است.
يك وقت من حق خودم را به ديگري ايثار ميكنم اين بسيار عالي و داراي ارزش است اما يك وقت، ديگري حق مرا به زور مي گيرد؛ اينجا اگر براي احقاق حقم تلاش نكنم و بگويم اشكالي ندارد و ايثار كردم، يك كار ضد اخلاقي و ضد ارزش انجام داده ام."
برچسبها: حضرت زهرا, س, شهید مطهری, جنگ حق و باطل, فدک, ایثار
بچه حزب اللهی این صحبت را زیاد شنیده که دشمن گاهی با ده واسطه یک نفر را تحریک می کند و...الخ.
از این گزاره درست، البته نتایج زیادی می توان گرفت. اولین اش همان است که اغلب برای اثبات آن، از این استدلال استفاده می شود و آن اینست که: مواظب باشیم دور نخوریم و با نیت خوب، آلت دست دشمن نباشیم و پازل تکمیل نکنیم و دشمن زرنگ است و...
به هیچ وجه منکر این نتیجه نیستم، اما نمی دانم چرا دیگر نتایج اش را کم رنگ می کنیم.
یکی از نتایج کم رنگ شده ی این عبارت، اصلی-فرعی کردن امور، شناختن دشمن اصلی و سرگرم نشدن با خورده ریزه ها است.
ذو مراتب دانستن دشمن و رعایت ضریب ها در افکار و واکنشهای رفتاری، مسائل بسیار مهمی است که نمی دانم چرا در این همه کلاسهای دشمن شناسی این بحث ها مطرح نمی شود.

بیانات آقا در آذر 76، بعد از ماجرای صحبتهای منتظری در مورد رییس جمهور و القای اختلاف را بخوانید. واقعا درس آموز است. و از همه جالب تر، تقطیع این جملات آقاست. آنچنان ماهرانه این تقطیع در اذهان انجام شده که همه پاراگراف دوم را شنیده اند اما اثری از پاراگراف اول نیست! و به تبع آن، نتیجه اول گرفته می شود و دومی نه!
"عزيزان من! ما در شناختن دشمن، دچار اشتباه نخواهيم شد؛ اين را دشمن بداند! خيال نكند كه اگر آمدند و چند نفر آدم سادهلوح و معمّم را وادار كردند كه حرفى بزنند، ما اشتباه مىكنيم و خيال مىكنيم كه دشمن ما اينها هستند! اينها كسى نيستند! دشمن، خود را پشت پرده پنهان مىكند. دشمن كه جلو نمىآيد و خود را نشان نمىدهد. دشمن سعى مىكند شناخته نشود! آن كسى كه سينه سپر مىكند و به خيال خود جلو مىآيد، يك عامل است؛ ممكن است خودش هم نداند عامل است!
امام
بزرگوار، مكرّر مىفرمود كه گاهى دشمن با ده واسطه، يك نفر را تحريك مىكند كه
حرفى بگويد، يا كارى را انجام دهد! اگر شما بخواهيد دشمن را بشناسيد، بايد ده
واسطه را طى كنيد و برويد. دشمن انقلاب در ايران - يعنى ايادى
استكبار جهانى - راحت مىتوانند ده واسطه پيدا كنند و خودشان را در حوزه قم، به
بيچارهاى برسانند و او را به حرفى، به گفتهاى و به يك موضعگيرىِ غلط و ناشيانه
وادار كنند! آنقدر در كشور، ورشكستگان
سياسى، ضربت خوردههاى از انقلاب، تودهنى خوردههاى از همين بسيج، ضربت خوردههاى از
دادگاههاى انقلاب، ساواكيهاى قديم و كسانى كه اميدشان به اين بود كه نظام مزدور
گذشته ظالم بماند و آنها از آن استفاده كنند و محروم ماندند، هستند كه واسطه بشوند
تا آن ده واسطه را درست كنند و خبر غلط و حرف دروغى را به فلان آدم بيچاره و مفلوك
بدهند و او خيال كند كه اوضاع و احوال به صورتى است كه بايد حالا حرفى زد؛ خودش و
ديگران و زن و بچه خود را به بلا بيندازد!
بايد هوشيار بود. من اميدوارم كه ملت ايران در شناخت دشمن، اشتباه نكند و دشمن را بشناسد. دشمن، استكبار جهانى و امريكاست. دشمن، صهيونيستها هستند."
برچسبها: امام خامنه ای, دشمن, دشمن شناسی, واسطه
آقای جواد کریمی قدوسی
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی
11 غیبت، 132 دقیقه تاخیر و 4 نطق پیش از دستور
(آمارهای زیر، از جلسه اول تا 198 ام مجلس می باشد)
31 امضای بیانیه یا نامه دسته جمعی
سوالی از وزرا نداشته اند
طرح استیضاح نداشته اند
سه تذکر در صحن علنی بابت:
· فتنه، مهدی هاشمی و تذکر از سوی ملت ایران به قوه قضائیه مبنی بر محاکمه این فرد و سران فتنه- تذکر نایب رئیس به آقای کریمی که این موارد باید در نطق پیش از دستور بیاید
· مخالفت با درخواست مسکوت گذاشتن لایحه هدفمندی با توجه به طولانی شدن آن
· تذکر در مورد حضور نماینده دولت برای بررسی بودجه- تذکر رئیس به آقای کریمی که تذکر مربوط به دستور نیست
خلاصه نطقها:
نطق11/4/87:
· فتح سنگرهای کلیدی جهان توسط اسلام. سنگرهایی چون مقاومت، بیداری، عزت و...
· هشدار به 5+1 که اگر در برابر صداقت ایران به مقابله برخیزید ایران توان بازدارندگی بسیار بالایی دارد
· حمایت نمایندگان از اصلاحات اقتصادی دولت
· طرح ملی صرفه جویی- تشکیل کارگروه نظارت بر قیمت
· تشکر از دولت جهت کارگروه مسکن
نطق 10/8/88:
· اشاره به شهادت شهید شوشتری
· دفاع از سپاه در مقابل کسانی که این نهاد را متهم به برهم زدن روابط با رهبری کرده بودند
· اشاره به فتنه و اهمیت بصیرت دهی و بصیرت گیری
نطق 29/1/89:
· اهمیت مرز بندی خواص با دشمنان و فتنه گران
این هم لینک طرح هایی که به امضای ایشان هم رسیده است:
http://rc.majlis.ir/fa/parliament_member/show/701912
برچسبها: انتخابات مجلس, نماینده, مشهد, کریمی قدوسی
